مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى
1249
طب اكبرى ( فارسى )
[ 1657 ] فصل [ چهاردهم ] : فى نشوب النصل و الشوك « 1 » و غيره هرگاه پيكان و مانند آن بخلد ، بايد كه آن را با زنبور [ به زبان اردو يعنى انبر ] سر باريك بكشند و بعده [ يعنى پس از آن ] مرّ و كندر باريك ساخته در جراحت پر كنند تا التحام پذيرد . و اگر پيكان با استخوان درآمده باشد ، او را راست سازند اگر كج شده باشد و بعده [ يعنى پس از آن ] با زنبور به قوت بكشند و اگر كشيده نشود ، سنگ مغناطيس برو گذارند تا او را جذب كند . و آنجا كه به سبب بستگى جراحت و نابودن پيكان ، [ با ] بردن زنبور پيكان را نتواند گرفت ، دهان جراحت بگشايند تا كه زنبور پيكان را تواند گرفت . و اگر خار و استخوان و آبگينه و امثال آن بخلد ، آن را با زنبور بكشند و اگر اندك بود به سوزن كاويده برون آرند . و اگر بدين حيل نتوان برآورد ، بايد كه چيزهاى مرخيه چون پياز نرگس و اشق و بيخ نى به عسل ضماد نمايند تا جراحت گشاده شود و تا شب به آسانى برآيد . و اگر بعد [ از ] تليين و اتساع جراحت چيزهاى جاذبه چون زفت و علك الانباط و راتينج و زراوند ضماد سازند ، زود بركشد .
--> ( 1 ) . قاموس القانون : Thrn ; needle ; spin ; spik .